پژوهشكده تحقيقات اسلامى

36

سرداران صدر اسلام (فارسى)

موهايت را در انظار مردم ظاهر كنى ، با توخواهم جنگيد تا تو را به خانه‌ات بازگردانم و در آنجا كه خوشنودى خداوند در آن است بنشانم . » وقتى نامه اشتر به عايشه رسيد رنگ از چهره اش پريد و اين پاسخ را براى اشتر فرستاد : « اما بعد ، تو اولين كسى هستى كه آتش فتنه را شعله ور ساختى ، مردم را به تفرقه دعوت كردى ، با پيشوايان مخالفت نمودى و سعى در كشتن خليفه عثمان كردى من يقين دارم ديرى نخواهد گذشت كه دست خدا انتقام خون خليفه مظلوم را از تو خواهد گرفت . نامه ات را خواندم و از مفهوم آن آگاه شدم ، به زودى خدا مرا از تو و يارانت درامان خواهد داشت . ان شاء الله . » آنگاه عايشه فرمان عزيمت از مكّه به سوى بصره را صادر كرد ، چون او بيم آن داشت كه اشتر وى را در مكّه‌باز يابد و اورا باز گرداند . نخستين اقدام وقتى به امير مؤمنان على عليه السلام خبر رسيد كه عايشه از مكه خارج شده است ، آن حضرت چاره اى نديد جز اينكه نهايت تلاش خود را جهت باز گرداندن وى به خانه‌اش انجام دهد . على ( ع ) تصميم به ترك مدينه گرفت و مردم مدينه را از قصد خود آگاه ساخت . زمان حركت فرا رسيد ؛ دراين حال گروهى از مردم مدينه نزد آن حضرت آمدند و از وى خواستند كه ايشان را از همراهى با آن بزرگوار معاف دارد و عذرشان اين بود كه آنان تمايلى به جنگ با اهل قبله ندارند . وقتى اين خبر به اشتر رسيد ، سراپاخشم شد و به حضور على عليه السلام رسيد و چنين گفت : اى اميرمؤمنان ! هرچند ما از مهاجران و انصار نيستيم ولى از تابعين